احمد بن محمد ميبدى

127

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

17 - الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ . آنها شكيبايانند و راست‌گويان و فرمان‌برداران و انفاق‌كنندگان و آمرزش‌خواهان بوقت سحرند . 18 - شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . خداوند خودش گواهى داد كه نيست خدائى جز او و فرشتگان و خداوندان دانش هم در حال داد و عدالت ، گواهى دادند كه نيست خدائى جز خداى يكتا و قادر و حكيم و دانا به همه كارها . 19 - إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ . نزد خداوند ، دين دين اسلام است و آنان كه كتاب داده شده بودند ، دو گروه نشدند مگر پس از آنكه قرآن به ايشان آمد بواسطهء حسدى كه ميان آنان بود ! و هركس به سخنان خداوند كافر شود خداوند زودشمار و زودتوان و زود پاداش است . 20 - فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّيِّينَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ . پس اگر با تو احتجاج كنند و حجّت جويند ، به آنها بگو : من خودم را به خدا تسليم كردم و همين‌گونه هم پيروان من كردند ، و بگو به آنها كه كتاب آسمانى دارند و به امّىهاى عرب ، آيا اسلام مىآوريد ؟ پس اگر اسلام آوردند ، به راه راست آمده‌اند و اگر برگشتند ، بر تو همانا رساندن پيغام است و بس و خدا به بندگان خود بينا است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 16 - الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا . . آيه . خداوند در اين آيه ، دوستان خود را مىنوازد و گفتار و كردار ايشان را مىستايد و مىپسندد ، آفرين خدا بر آن جوان‌مردان باد كه هرچه گويند و هرچه خواهند و هر قاعده كه نهند ، از اوّل نام دوست برند و از او گويند و به او گويند ، كه با او خو كرده و به آن آسوده‌اند . با هركه سخن گويم ، گر خواهم و گرنه * ز اوّل سخنم نام توأم در دهن آيد اين دوستان در هرچه شنوند و هرچه خوانند ، ( آمنّا ) گويند ، اگر از صفات ازلى و ذات سرمدى شنوند ، ( آمنّا ) گويند ، امروز ناديده در غيبت و فردا با مشاهدت در قيامت ( آمنّا ) گويند ، جلال رؤيت ذو الجلال و رضوان اكبر ، هم در روز رستاخيز ، هم در بهشت ثمرهء ( آمنّا ) باشد . به هرچ از اولياء گويند : ارزقنا و وفّقنا * به هرچ از انبياء گفتند ، آمنّا و صدّقنا . . . فَاغْفِرْ لَنا . . آيه . اگر نياز نمودند و آمرزش خواستند ، گويند خداوندا ، خط عفو و كرم بر گناهان ما كش ، و اين نهادهاى ضعيف را مسوز به آتش . . . . وَ قِنا عَذابَ النَّارِ . . آيه . خداوندا ، ما را از آتش دوزخ پرهيز ده ، و از عقوبت خويش ما را گريز ده . گويند : آتش هر قدر سوزان‌تر و قوىتر باشد چون آب به آن رسد نيست شود ، يا به باد كشته گردد ، آن ساعت كه تو خلوتى را دست آرى و در پس زانو نشينى و قطره‌اى چند آب از چشم فروبارى ، فرشته‌اى را گويند اين آب را نگهدار ، چون نفسى سرد از سر حسرت از دل پردرد درآرى ، فرشتهء ديگر را گويند اين آه را بردار ، تا فردا كه آتش دوزخ تاختن آرد ، از يك‌سو آب و از يك‌سو باد ، آتش به هزيمت گيرد ! بنده گويد بارخدايا اين چيست ؟ گويند : اين آب ديدهء تو و آن آه سينهء تو است !